تبليغاتX
روانشناسی

روانشناسی

 
علائم سندرم داون در هر کودک تفاوت میکند.
سندرم داون (Down Syndrome) یا دی. اس. عارضه ای ژنتیکی است که موجب کندی رشد کودک شده و معمولا به عقب ماندگی ذهنی منجر میشود. این عارضه در یک کودک از 800 کودک دیده میشود. این سندرم به نام جان لنگدون داون (John Langdon Down) نامگذاری شده است که پزشکی انگلیسی و اولین شخصی بود که در سال 1887، علائم این عارضه را تشریح کرد.

علائم سندرم داون در هر کودک تفاوت میکند و در حالی که تعدادی از کودکان مبتلا به دی.اس. نیازمند رسیدگی پزشکی مداوم هستند، عده دیگری از آنها زندگی سالم و مستقلی را در پیش دارند.

اگرچه سندرم داون قابل پیش گیری نیست، اما میتوان قبل از تولد کودک آنرا تشخیص داد. مشکلات جسمی و سلامتی همراه با دی.اس. قابل درمان هستند، و در هر جامعه امکانات و منابع مختلفی برای کمک به این کودکان و والدین آنها وجود دارد.

علت بروز سندرم داون چیست؟
به طور معمول، هر کودک در زمان لقاح اطلاعات ژنتیکی خود را به وسیله 46 کروموزوم از والدین خود به ارث میبرد: 23 کروموزوم از مادر و 23 کروموزوم از پدر. اما در اکثر موارد بروز سندرم داون، کودک یک کروموزوم اضافه دریافت میکند و به جای 46، 47 کروموزوم به او منتقل میشود. این ماده اضافه ژنتیکی موجب تاخیر در رشد جسمانی و عقلانی کودک میشود.

هر چند کسی به طور قطع نمیداند که چرا این حالت اتفاق می افتد و هیچ روشی برای پیش گیری از اشتباه کروموزومی که موجب این نارسایی میشود، شناخته نشده است. تا مدتها تصور میشد بیشتر مبتلایان به دی.اس. از مادران بالای 35 سال به وجود آمده اند، اما آمار وتحقیقات پزشکی جدید ثابت کرده است که 80 درصد کودکان مبتلا به سندرم داون از زنانی زیر 35 سال متولد شده اند، البته بالا رفتن سن مادر شانس ابتلا به این سندرم را افزایش میدهد اما مهمترین دلیل بروز آن نیست.

این کودکان دارای طیف وسیعی از تواناییها هستند و هیچ راهی وجود ندارد تا در هنگام تولد پیش بینی شود که آنها در چه زمینه ای موفق خواهند بود.
سندرم داون چگونه بر کودک اثر میگذارد؟
کودکان مبتلا به سندرم داون دارای خصوصیات ظاهری مشابه هستند که از جمله بارزترین آنها میتوان به نیمرخ مسطح، چشمان مورب رو به بالا، گوشهای کوچک، یک تک خط در وسط کف دست و زبان بزرگ اشاره کرد. یک پزشک معمولا با یک معاینه جسمی میتواند بگوید که یک نوزاد دچار چنین نارسایی هست یا خیر.

ماهیچه های کوتاه و مفاصل نرم هم از جمله خصوصیات کودکان مبتلا به دی. اس هستند و نوزادان مبتلا به آن بیش از حد سست و بی تعادل هستند. هرچند این حالت میتواند به مرور زمان کم شود، اما بیشتر کودکان مبتلا به دی.اس. اصولا دیرتر از کودکان دیگر به نقاط عطف رشد - مانند چهار دست و پا رفتن، نشستن و راه رفتن- میرسند.

معمولا این کودکان در زمان تولد قد و وزن معمولی دارند اما به طور کلی رشد آنها از سرعت کمی برخوردار است و از همسالان خود کوچکتر به نظر میرسند. در کودکان زیر 2 سال، کشیدگی کم و حرکات محدود ماهیچه موجب بروز اشکالاتی در مکیدن و غذا خوردن و همچنین مشکلات هاضمه دیگری چون یبوست میشود. کودکان نوپا و بزرگتر نیز ممکن است در حرف زدن، یادگیری و انجام کارهای شخصی چون غذا خوردن، لباس پوشیدن و دستشویی رفتن تاخیر زیادی داشته باشند.

سندروم داون به اشکال متفاوتی بر تواناییهای شناختی کودکان تاثیر میگذارد، اما بیشتر آنها دچار عقب افتادگی ذهنی خفیف تا میانه هستند. کودکان مبتلا به دی.اس. میتوانند بیاموزند و در طول زندگی خود قادر به پرورش مهارتهایی هستند. به زبان ساده، آنها با سرعتی متفاوت از دیگران به اهداف خود دست می یابند - و به همین دلیل بسیار مهم است که آنان را کودکان دیگر و حتا کودکان با شرایط مشابه، مقایسه نکنیم - .

این کودکان دارای طیف وسیعی از تواناییها هستند و هیچ راهی وجود ندارد تا در هنگام تولد پیش بینی شود که آنها در چه زمینه ای موفق خواهند بود.

مشکلات طبی مربوط به سندرم داون
در حالی که بعضی کودکان دارای دی.اس. هیچ مشکل خاص سلامتی ندارند، عده ای از آنها دچار انواع مشکلات طبی هستند که نیازمند توجه و رسیدگی خاص است. برای مثال، نیمی از تمام کودکانی که با سندرم داون متولد میشوند دچار نقص قلب مادرزادی بوده و مستعد ابتلا به فشارخون ریوی هستند. این مشکلات توسط کاردیوگرافی اطفال قابل شناسایی هستند و بیشتر آنها با دارو یا جراحی رفع میشوند.

تقریبا نیمی از این کودکان دارای مشکلات شنوایی و بینایی هستند. کاهش شنوایی میتواند به دلیل جمع شدن مایع در گوش میانی یا ناهنجاری ساختمان گوش باشد. مشکلات بینایی معمولا شامل تاربینی (تنبلی چشم)، نزدیک یا دور بینی و افزایش احتمال ابتلا به آب مروارید است. در مورد چنین کودکانی، مراجعه برای سنجش بینایی و شنوایی بسیار ضروری است تا قبل از اینکه هر مشکل احتمالی توانایی صحبت کردن یا مهارتهای دیگر آنها تحت الشعاع قرار دهد، در رفع آن بکوشند.

از دیگر نارساییها معمول در مبتلایان به سندرم داون میتوان به مشکلات غده تیروئید، ناهنجاری روده، مشکلات تنفسی، چاقی، حساسیت بیش از حد به عفونت و شانس فزاینده ابتلا به سرطان خون را نام برد. خوشبختانه بسیاری از این حالات قابل درمان هستند.

افراد مبتلا به سندرم داون می توانند سالها زندگی کنند.
راهنمایی به والدین
اگر شما فرزندی مبتلا به سندرم داون دارید، حتما در ابتدا غرق در احساس شکست، گناه و ترس بوده اید. گفتگو با والدین دیگری که چنین فرزندی دارند میتواند به شما کمک کند تا بر احساسات خود فائق شوید و راه هایی برای مقابله با مشکلات بیابید. عده ای از والدین اعتقاد دارند که هرچه بیشتر در باره این مشکل ژنتیکی بدانند، ترس کمتری از آینده خواهند داشت.

متخصصان توصیه میکنند که این کودکان را از همان بدو تولد به کمک متخصصین نگهداری کنند و هر مرحله از رشد آنها را زیر نظر کارشناسان و با توصیه آنها پیش ببرند. مراجعه به مراکز مخصوص گفتار درمانی، فیزیک درمانی و همچنین استفاده از راهکارهای این موسسات برای داشتن رفتار صحیح با کودک بسیار مهم و سرنوشت ساز است.

هنگامی که کودک شما به سن مدرسه رسید، بستگی به میزان درک و دریافت او و همچنین قابلیتهایی که دارد میتواند به مدرسه کودکان استثنایی و یا به مدرسه معمولی برود. مهم این است که به خاطر احساسات نادرست، کودک را از رفتن به مدرسه باز نداریم. با کارشناسان مشورت کنید و بهترین محل را برای تحصیل کودک خود انتخاب کنید.

امروزه بسیاری از کودکان مبتلا به سندرم داون به سن مدرسه میرسند و از بسیاری فعالیتهای مناسب سنشان بهره مند هستند. عده کمی از آنها به کالج هم رفته اند. بسیاری از آنها توانسته اند به یک زندگی نیمه مستقل دست یابند و عده دیگری که همچنان در خانه والدین خود زندگی میکنند در حدی هستند که میتوانند شغلی داشته باشند و در اجتماع به موفقیتهایی دست یابند.برگرفته ازمجله فاریا

+نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت10:45توسط رسول صفری | |

 
 
اسكيزوفرني گروهي از اختلالات رواني شامل انواع اسكيزوفرني كاتاتونيك ، پارانوييد، آشفته ، تمايزنيافته و باقيمانده . واژه «اسكيزو» به معني گسيختگي است و «فرني » نيز به ذهن و روان اشاره دارد. اسكيزوفرني اغلب به اختلال گسيختگي شخصيتي اشاره دارد، زيرا افكار و احساسات فرد مبتلا به اين عارضه داراي ارتباط منطقي و معمول با يكديگر نيستند. فرد مبتلا قادر نيست تخيلات خود را از واقعيت افتراق دهد و بنابراين رفتاري غيرمنطقي و غيرعادي دارد.
علايم شايع
ظاهر شدن علايم زير در بيمار ممكن است ماه ها تا سال ها به طول انجامد:
دوري گزيني و درون گرايي بيش از معمول
از دست دادن انگيزه ها
محدوديت شديد هيجانات ، يا بروز نابجاي هيجانات
هذيان ها (باورهاي كاذب و غيرواقعي تغييرناپذير)
توهم (يك تجربه حسي منشأگرفته از ذهن ، مثلاً شنيدن صداها يا ديدن چيزهايي كه وجود خارجي ندارند)
اختلال تفكر كه خود را با تكلم آشفته و غيرمرتبط نشان مي دهد.
وجود اين باور در بيمار كه ديگران افكار وي را شنيده يا مي دزدند يا او را تحت كنترل دارند.
اسكيزوفرني پارانوييد ـ در اين نوع به طور غالب رفتارهاي مبتني بر سوءظن به ديگران و رفتارهاي پارانوييد ديده مي شود.
علل
علت واقعي آن مشخص نشده است . به نظر مي رسد عوامل ارثي در آن نقش داشته باشند؛ عوامل محيطي نيز ممكن است در ايجاد آن دخيل باشند.
عوامل افزايش دهنده خطر
سابقه خانوادگي اسكيزوفرني
پيشگيري
پيشگيري خاصي براي آن شناخته نشده است .
عواقب موردانتظار
درمان در اكثر اين بيماران مؤثر بوده و آنها را قادر مي سازد تا به درجات مختلف از استقلال فردي بازگردند. حدود 30% بيماران به زندگي طبيعي و شغل خود بازمي گردند. گاهي اين اختلال به طور كامل برطرف مي شود.
عوارض احتمالي
ناتواني مادام العمر
خودزني ؛ خودكشي
رفتار خصومت آميز نسبت به ديگران
بازگشت ، غفلت در انجام وظايف ، ولگردي يا حبس رفتن
درماناصول كلي
تشخيص از طريق مشاهده علايم بيماري توسط سايرين تأييد مي شود.
- اخذ سابقه طبي ، سابقه رفتاري ، معاينه فيزيكي و ارزيابي رواني توسط يك پزشك توصيه مي گردد.
- هيچ آزمون اختصاصي براي تشخيص اسكيزوفرني وجود ندارد. براي اثبات اين تشخيص ، علايم بايد حداقل 6 ماه در زمان هايي از زندگي تداوم يافته باشد. برخي بررسي هاي طبي نيز به منظور رد ساير بيماري هاي احتمالي عامل بيماري استفاده مي شوند.
- هدف از درمان ، كمك به بيمار براي بازگشت به عالم واقعيت است . درمان با داروهاي تخفيف دهنده علايم شروع مي شود.
- پس از كنترل علايم ، درمان با روان درماني و توانبخشي كه به فرد در جهت كسب دوباره مهارت ها و الگوهاي رفتاري طبيعي كمك مي كند، ادامه مي يابد.
- خانواده و ساير افراد داراي نقش مهم در زندگي بيمار نيز بايد در درمان مشاركت داشته باشند تا معضلات بيمار را درك كرده و بدانند براي كمك به بيمار چه مي توانند انجام دهند. بيماران دچار اسكيزوفرني گاهي در زندگي با ديگران مشكل دارند.
داروها
داروهاي ضدسايكوز معمولاً تجويز مي شود. برخي از اين داروها خوراكي بوده و برخي به طور تزريقي تجويز مي شوند. اگر عوارض يك دارو خيلي شديد بوده و يا علايم بيماري با آن كنترل نگردند، داروي ديگري تجويز مي شود. با برطرف شدن علايم مقدار تجويزي دارو كاهش مي يابد. در اكثر بيماران مصرف مادام العمر اين داروها لازم است .
داروهاي آرامبخش نظير بنزوديازپين ها ممكن است در شروع درمان لازم باشد.
فعاليت
معمولاً محدوديتي وجود ندارد مگر با نظر پزشك .
رژيم غذايي
يك رژيم غذايي متعادل براي حفظ سلامت مطلوب بدن توصيه مي شود.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر يكي از اعضاي خانواده تان شما داراي علايم اسكيزوفرني باشد.
تداوم يا تشديد علايم پس از شروع درمان
اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد. داروهاي تجويزي ممكن است با عوارض جانبي همراه باشند.

+نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت12:14توسط رسول صفری | |

فرض كنید تازه به آسانسور وارد شده اید  كه ناگهان قلبتان تند می زند و قفسه ی سینه تان درد می گیرد، خیس عرق سرد می شوید و حس می كنید كه گویی آسانسور در حال  سقوط است . یا  فرض كنید از خواربار فروشی در آمده و با ماشینتان حركت می كنید كه ناگهان  متوجه می شوید اختیار چیزی را در كف ندارید، احساس برافروختگی می كنید، آنچه كه در پیرامونتان هست ، تار و نامشخص دیده می شود. نمی توانید بگویید در كجا هستید و حس می كنید كه در حال مرگ هستید.

به آنچه كه پیش می آید،حمله هراس می گویند كه عبارت است از واكنش مهارنشدنی در برابر موقعیتهای معمولی و بی خطر. این گونه حمله ها اغلب نشانگرآنند كه فرد به نابسامانی هراس گرفتار شده است.

اختلال هراس چیست؟

به كسی كه در عرض چهار هفته یا بیشتر دستخوش حمله های هراس شده باشد، گفته می شود كه دچار اختلال هراس گشته است. در ضمن ، این اختلال احتمالاً موقعی تشخیص داده می شود كه شخصی با كمتر از چهار رخداد هراس انگیز رو به رو گردد، ولی پیاپی در این بیم به سر برد كه مبادا حمله دیگری به سراغش آید.

اختلال مزبور زمانی پدید می آید كه فردی در خلال حمله هراس، دست كم دارای این نشانه ها باشد: عرق ریزی، برافروختگی ، احساسات سركوب شده و پنهان ، ضربان شدید قلب، تنفس دشوار، لرزش تن، درد قفسه سینه ، غش ، بی حسی و كرختی ، تهوع ، احساس مرگ و مجنون شدن . لازم به ذكر است بروز حمله های هراس برای تمام گروه های سنی  وجود دارد .

ترس بیمار گون ( هراس زدگی ) چیست؟

هراس زدگی به ترس های نامعقول، غیر ارادی و بیجا ، با واكنش در قبال موقعیتها و رویدادهای عادی اطلاق می شود. افرادی كه این گونه بیمناك اند، وقتی كه در شرایط خاصی  قرار می گیرند و یا به عوامل وحشت انگیز نزدیك می شوند، ترس سراپایشان را فرا می گیرد. " نابسامانی هراسی" بخشی از مقوله گسترده ی اختلالهای اضطرابی به شمار می رود. هراس هایی از این دست به سه نوع  تقسیم می گردند:

هراس ویژه ( ساده ) :

وحشت نامعقول از اوضاع و احوال یا  مواردی نظیر راه بندان یا وجود مار در جایی .جمع هراسی : ترس بی حد از این كه  در نزد  دیگران ابله ، نادان و ... به نظر آییم كه سبب می گردد آدمی در مراسم عمومی یا جاهای همگانی حاضر نشود.

هراس از مكانهای سرباز ( فراخنا هراسی) :

ترس شدید ناشی از گیر افتادن در محلی ، مخصوصاً در اماكن عمومی یا حمله هراس در محیط ناآشنا . مفهوم واقعی این واژه در زبان یونانی عبارت است از " ترس از بازار".ترس های مرضی معمولاً اختلالات شدید (دیر پا) و رنج آوری  هستند كه مردم را از انجام تلاشهای روزانه و سرزدن به جاهای عادی باز می دارند. این قبیل ترس ها ممكن است به ناراحتی های شدیدی همچون افسرده دلی بینجامند. در واقع ، حداقل نیمی از مبتلایان به ترسهای مرضی و اختلالات هراس هم ، افسرده حال اند . اعتیاد به میگساری ، احساس شرمساری و سرافكندگی و اعتماد به نفس اندك نیز اغلب با این بیماری پدیدارمی گردند. به طوری كه برخی افراد نمی توانند بدون همراهی كسی ، قدم از خانه بیرون گذارند و یا به كاری دست بزنند.

مفهوم " ترسیدن از ترس" چیست؟

بسیاری از افراد كه دچار ترس مرضی یا اختلال وحشت زدگی اند، " از ترس می ترسند" ، یعنی قبل از اینكه حمله بعدی برسد، نگران می شوند. بیمناكی از پیدایش حمله های مورد بحث، احتمالاً باعث كوتاهی عمر می شود. كسانی كه دستخوش حمله های وحشت زدگی می گردند، بیشتر اوقات از چیزهایی كه به نظرشان عوامل آشكاری حمله هستند ، دوری می كنند و سپس از انجام اموری كه قبلاً به آنها دست می زدند ، خودداری می ورزند یا دیگر به بازدید از مكانهایی كه سابقاً تماشا می كردند ، نمی پردازند.

عامل بروز اختلال هراس چیست؟

واقعاً كسی نمی داند كه چه چیزی سبب پیدایش چنین اختلالی است، اما چند نظر تحت مطالعه است. گویی اختلال مذكور در خانواده ها رواج داشته و دارو درمانی برای جلوگیری از این حمله ها كاربرد دارد .

برای مبارزه با این اختلال چه كنیم؟

شناخت درمانی به مردم كمك می كند كه رفتار و پندار مناسبی داشته باشند. بیماران یاد می گیرند كه هنگام رویارویی با موقعیتی ترسناك، دریابند كه چندان خوف و واهمه ای در كار نیست  و به تدریج  با هر چیزی كه برایشان وحشتناك باشد، خو می گیرند . اعضای خانواده و دوستانی كه یار و مدد كار و نوید بخش اند ، دراین فرایند كمك شایان توجهی می كنند.

عادت های زندگی سالم

:زندگی سالم به افراد در غلبه براختلال هراس ، كمك می كند . ورزش ، برنامه غذایی مناسب و متعادل ، و آموختن طریقه كاهش فشار روانی همگی اهمیت دارند.به یاد بسپارید كه خانواده ، دوستان و كسانی كه از بیماری شما باخبرند و یا خود دچار آن هستند ، باعث می شوند كه درمانتان با موفقیت بیشتری قرین باشد. بنابراین باید آنان را در جریان برنامه درمانی خویش قرار دهید و راهكارهایی را كه بدان وسیله می توانند به شما كمك كنند ، به آنها  یاد آور شوید.

چگونه از ترسها پیشگیری كنیم ؟

می توان به كودكان آموخت كه موقعیت های ترس آور احتمالی را پیش بینی كنند و خود را برای روبه رو شدن با آن موقعیت ها آماده نمایند. البته همه موقعیت های ترس آور را نمی توان پیش بینی كرد ، اما برخی از آنها، مانند رعد و برق یا رفتن به بیمارستان را می توان برای كودك به دقت توضیح داد تا هنگام مواجه شدن با آن وحشت زده نشود.

+نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت22:42توسط رسول صفری | |

نگاه اجمالی

خانواده (Family) نخستین نهاد اجتماعی است. اکثر افراد در خانواده بدنیا می‌آیند و در خانواده نیز می‌میرند. خانواده شالوده حیات اجتماعی محسوب گردیده و گذشته از وظیفه تکثیر نسل و کودک پروری برای بقای نوع بشر وظایف متعدد دیگری از قبیل تولید اقتصادی ، فرهنگ پذیر کردن افراد را نیز بر عهده دارد. بنابراین خانواده عامل واسطه‌ای است که قبل از ارتباط مستقیم فرد با گروهها ، سازمان‌ها و جامعه نقش مهمی ‌در انتقال هنجارهای اجتماعی به وی ایفا می‌نماید. از سوی دیگر با توجه به اینکه خانواده با نظام پایگاهی جامعه در ارتباط است، موقعیت فرد نیز تا حدودی مبتنی بر موقعیت اجتماعی خانواده‌اش خواهد بود..

تعریف خانواده

خانواده یک واحد زیستی (بیولوژیکی) است که تشکیل آن مبتنی بر پیوند زناشویی است که براساس آن افراد دارای رابطه سببی یا نسبی بوده و با یکدیگر خویشاوند هستند.

اهمیت روان شناختی خانواده

مهمترین عامل اجتماعی شدن در زندگی هر انسان ، تجارب دوران کودکی وی در محیط خانواده است. فضای خانواده آکنده از مهر و محبت ، فداکاری و گذشت ، صمیمیت و گرمی‌ و در عین حال گاهی توام با حسادت و رشک ، دشمنی و کینه توزی ، نفرت و خشم است. کودکان در جریان اجتماعی شدن اینگونه عواطف را در کنار والدین و خواهران و برادران خود تجربه می‌کنند. اعضای خانواده آنقدر به هم وابسته‌اند که هر نوع مشکل یا مسئله یک عضو خانواده بطور مستقیم یا غیر مستقیم بر زندگی سایر اعضا تاثیر می‌گذارد. از طرف دیگر خانواده به دلیل همین نفوذ و تاثیر بر افراد ، گاهی به عنوان روشی برای درمان اختلالات بکار می‌رود. روان شناسان بالینی و مشاوره گاهی ترجیح می‌دهند در درمان یک فرد ، همه اعضای خانواده را از نزدیک ملاقات کنند.

مطالعات مربوط به خانواده

مطالعات مربوط به خانواده حوزه‌های مختلفی را در بر می‌گیرد. از جمله این حوزه‌ها می‌توان ازدواج ، تشکیل خانواده ، تعامل‌های زناشویی ، روابط والدین و فرزندان (کودکان) ، اختلافات خانوادگی ، طلاق و جدایی و … را می‌توان نام برد. هر یک از این حوزه‌ها ابعاد وسیعی را شامل می‌شود.

مشکلات مربوط به مطالعات خانواده

چند وجهی بودن موضوع

خانواده یک نهاد چند وجهی (چندبعدی) است که روابط درون آن از پیچیدگی‌های ویژه‌ای برخوردار است که در مطالعات خانواده باید مدنظر قرار گیرد. این بدان معنی است که افراد خانواده تاثیر متقابلی بر رفتار (Behavior) همدیگر دارند و جدا کردن یا عدم توجه به این تاثیرات باعث کاهش اعتبار (Validity) یا بی‌‌اعتباری نتایج مطالعات می‌شود.

تفاوت‌های زمانی

خانواده یک نهاد ایستا نیست، بلکه پویا است. تعریف و نگرشی که به خانواده درحال حاضر وجود دارد با نگرشهای نیم قرن پیش تفاوت زیادی دارد و مطمئنا در طول سال‌های آینده نیز دچار تحول خواهد شد. بنابراین تعمیم نتایج مطالعات دیروز به خانواده‌های امروزی و تعمیم نتایج امروز به فردا کاری اشتباه است و به برداشتی نادرست از وضعیت خانواده و در نتیجه برنامه‌ریزی غلط منجر می‌شود. این مطالعات باید همراه با تحول خانواده‌ها در طول زمان ، متحول شوند تا نتایجی کار آمد و قابل استناد ارائه دهند.

تفاوت‌های فرهنگی

تعریف و نگرشی که به خانواده در یک جامعه وجود دارد با جوامع دیگر تفاوت‌های زیاد و در بعضی مواقع بنیادی دارد. نوع ازدواج ، روابط زناشویی ، شیوه فرزندپروری و … در فرهنگ شرقی بویژه در فرهنگ ایرانی اسلامی ‌با فرهنگ‌های غربی تفاوت بنییادی دارد. همچنانکه در درون یک جامعه نیز خرده فرهنگ‌های مختلفی وجود دارند که شیوه‌ها و سنت‌های مخصوص خود را دارا می‌باشند و با توجه به این واقعیت بحث از خانواده بدون توجه به عوامل فرهنگی از اعتبار لازم برخوردار نخواهد بود.

ارتباط باسایر مباحث

در حوزه روان شناسی ، روان شناسی خانواده از نتایج روان شناسی رشد در درجه اول از روان شناسی یادگیری و روان شناسی تربیتی در درجه دوم استفاده‌های زیادی می‌برد. همچنین روان شناسی خانواده ارتباط جدانشدنی با برخی از علوم انسانی مانند جامعه شناسی ، علوم اجتماعی و مردم شناسی دارد.

کاربردها

روان شناسی خانواده با استفاده از تحقیقات سایر حوزه‌های روان شناسی و همچنین تحقیقات مربوط به خانواده به بررسی موانع و مشکلات مربوط به خانواده از قبیل مشکلات ازدواج و دوران نامزدی ، اختلافات زناشویی و علل آن ، شیوه تعامل و روابط زناشویی و همچنین شیوه تعامل با فرزندان و … می‌پردازد تا برای بهبود روابط خانوادگی و پیشبرد بهداشت روانی خانواده راهکارهای عملی ارائه دهد.

+نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت10:13توسط رسول صفری | |